zistgah.com - Monday, 13 October 2008
عاشقانه


برای روز تولدت
طبقه سوم
اتاق شماره ده
يك بستر، يك زن
يك تابلو روي ديوار
" سكوت "
آسمان گرگ و ميش







" تولدت مبارك "

از فردا بگو
به سينه طلائی دريا
سفر می کنی بامن ؟
در اولی سحر
قرار ما
سايه ی سيمين ماه
جای دو موج
بستر دريا خالی
دل به آب مي زنی با من ؟
با اولی توفان
صخره
ساحل سکوت به گل نشسته
شور جاری رونده ایم
به سینه ی طلائی موج
بگو !
سفر می کنی با من ؟
شعاع روشنی را ...
به فردا بتابیم .





و امروز دوباره متولد می شوی
و شمعها ، که سهم توست از زندگی
و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند
و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت
و عطری که نصیب پروانه هاست
و تو سهم من از تمام زندگی






هدیه دوعاشق به راز که خدا برامون نگش داره

من خاستم اول از همه یعنی یه ماه زودتر تولد راز رو بهش تبریک بگم
هدیه ندارم بهش بدم ولی این وبلاگ رو اگه قابل دونست
از ما قبول کنه
دوست دارم از طع قلبم
تولدت مبارک





هیچکس با من نیست
که صمیمیت دستانم را دریابد
و مرا درک کند
هیچکس با من نیست
که دم پنجره تنهایی بنشیند
و تماشاگر غم بارش باران باشد
و من همان مرغک غمگینم در کنج قفس
که تمام سخنش تنهائی است
من چنان شاپرک محزونم
که با اندازه تنهائی خود غمگینست
بالهایم زخمی است
اه ای دست نوازشگر باد
تو در اغوشم گیر
تشنه ی پروازم
پر کشیدن به سر کاج بلند
و کجاهای پر از سبزه و گل
اه..
.




منبع پرنیان http://himaliya.blogfa.com/
اهنگ این هفته یک کار زیبا از یک گروه جدید
اسم خواندش. اوا و شیدا
http://server1.inmupload.com/sOng/Single/Bazak_Band/Bazak.Band-Ye.Mosht.Khak.wma
























گفتم که از زندگی خستم
گفتی که دل به تو بستم
گفتم این حرفا دروغه
گفتی با تو زنده هستم
گفتی از دوریت میمیرم، من به عشق تو اسیرم
گفتم از عشقت میترسم، نه امید و دل شکستم
میدونم وفا نکردم، به تو اعتنا نکردم
میدونم دلت شکستست، از تموم دنیا خستست
یه روزی میام پشیمون به سراغ تو و عشقم
میبینم عشقی نمونده، زیر خاکه هرچی داشتم
ميبنم دلم شكسته از تمام ارزوا
ولي اي كاش كه دلم شكستني بود
به هواي روز ديدار
زير خاك هر چي كه داشتم
فقط ميگفتم تنهام نظار
آرزوم بي تو محاله لحظه هام بي تو سواله بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم دوست دارم که راستي راستي حس کنم تو رو تو دستم
سلام بعد چند وقت نبودن بله خره وقت اجازه داد تا اپ كنيم وقت داشتم ولي نميتونستم بيام امروز امدم از يك نفر
جلوي همه غذر خواهي كنم اخه اونقده شهامت دارم كه بيام بهش بگم با بت اذيتام معذرت ميخام بهش بگم بابت
اون اشكهاي كه شبها بخاطر اذيتهاي من از چشمهاي زيبات بيرون امد ببخشش بهش بگم تو منو مسخره نكردي من
جنبه دوستي نداشتم من زود با ور بودم من از خانوادت هم معذرت ميخام راضي منو ببخش همون طوري كه
هميشه مي بخشيم اين شعر هم خود اون روز گفتم بهت دادم منو مي بخشي مياي باز هم دوعاشق رو درباره با هم
اپ كنيم بيا چون دوعاشق بدون تو پايدار نيست بيا و بازم ببخشش چون خدا مون بزرگه
بچه ها بياين بهش بگيم باز هم برگرد به دوعاشق
بهش بگيم بدون تو من ميميرم بهش بگيم نوكرتم به مولا
در آغاز حتی نیستی هم وجود نداشت
زیرا باید هستی وجود می داشت که نیستی در مقابل آن معنا می یافت و تعریف می شد
و تنها خود خداوند بود جدای از همه هست و نیستها
و روزی خداوند اراده کرد تا روحش را در عالم وجود نمایان سازد و اینطور بود که هستی با همه زیبائیهایش شکل گرفت
و طبیعت و هستی از وجود او سرچشمه گرفت و خداوند عکس خود را برای اندیشه و توجه در زمین به یادگار گذاشت
و عکس بالا تنها عکسی کوچک و واقعی از خود خداوند است
به عبارت بهتر عکس بالا فقط یک عکس 3در4 است
برای دیدن عکسهای بزرگتر لطفا به کهکشانها نگاه کنید .کهکشانهائی که در آنها سایر آفریده های او در آنها ادامه زندگی می دهند
و به این اندیشه کنیدکه هستی تا کجا امتداد دارد و یقینا در نقطه ای هستی به پایان می رسد و پس از آن مرز که هستی به پایان می رسد نیستی آغاز می شود
نیستی که نیست ، اما آغاز می شود
زیرا هستی انتهائی دارد
و شک نداشته باشید که اگر تعریف ما از خداوند تنها خلاصه به بهشت و جهنمش نمیشد
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که دیروز ما وقت نکردیم از او تشکر کنیم
چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعتش نکردیم
چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا که امروز قادر به درکش نبودیم
چی می شد دیگه هرگز شکو فا شدن گلی را نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم
چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم
چی می شد اگه خدا فردا کتاب مقدسش را از ما می گرفت چرا که امروز فرصت نکردیم آنرا بخوانیم
چی می شد اگه خدا در خا نه اش را می بست چون ما در قلبهای خود را بسته ایم
چی می شد اگه خدا امروز به حرفهایمان گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم
چی می شد اگه خدا خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش کردیم
اما من اون رو فراموش نكردم اما اون من را فراموش كرد
بچه ها كسايي كه دوعاشق رو مشناسيد دوعاشق امشب
دلش گرفته نه از ادماي كه خدا بوجود اورده از خودش دلش گرفته
از سادگيم دلم گرفته از زود باوريم دلم گرفته دلم گرفته چون همه
خيال ميكنند بايد تا يكي ساده فكر كرد گولش بزنند چرا ماها ياد
مون رفته بايد انسان باشيم . من حرفم اينه با خدا چرا اين بچه
دهاتي رو ساده افريدي مگه من ادم نيستم نمي تونم مثل بقيه
رو حق ديگران پا بظاريم مگه من نمي تونستم به ناموس ديگران خيانت كنم.
مگه من نمي تونستم حق يتيم را بخورم منم ميتونستم چرا .
اوناي كه من رو مشناسيد اقا هيوا من چند بار با شما بد صحبت كردم.
خانم رزيتا كه من احترام شما را زياد دارم من چندبار به شما بدي كردم.
فاطمه خانوم كه معرفت رو از شما ياد گرفتم من چند بار به شما
بي احترامي كردم
بقيه شماها كه منو مشناسيد من چند بار به شماها حرف كمي زدم.
اقا مريد كه من هميشه ميگفتم خدا هميشه ادماي خوب زياد افريده
اين بود رسم برادري اين طرف ميگي من براتون ارزوي خوشبختي مي كنم .
از اون طرف ...
من درد لم با خدا است نه بنده خدا ميخام بگم سادگي يك رنگ بود
ن با ادماي اطرافم ايا گناه من بود دلبستگي من به يك ادم گناه بود
حالا شماها بگيد اين ادم ديونه شده و چرت ميگه ولي من حرف دلمو زدم .
شما میتوانید جواب سوالات خود را بعد نوشتن کامنت خود
جواب سوال خود را از دوعاشق همین جا بگیرید

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»
این دفعه یک داستان براتون نوشتم خدا کنه خوشتان بیاد
راستی نظر فراموش نشود
اهنگ این هفته از( یاس)
به نام درد دل بسیار زیباست دانلود کنید


سلام خدمت همه دوستان دو عاشق اینم اپ این هفته دلم
گرفته اما دلتنگی رو دوست دارم
نظر فراموش نشود
اهنگ این هفته یک کار زیبا از گروه اسا طیر(آرتين و كيا)به همراه
ارش نوایی به اسم(سلیطه)
دانلود کنید واقعان عالیه
http://cumi2.bravehost.com/AsaTiR(ARTeeN_KIA)-ArashNavaie_saliteh.mp3
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست
او جانشين همه نداشتن هاست
نفرين ها و آفرين ها بی ثمر است
اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند
و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد
تو مهربان جاویدان آسيب نا پذير من هستی
ای پناهگاه ابدی
تو می توانی جانشين همه بی پناهی ها شوی
سلام شاید بگویید که این پست چه ربط به وبلاگ دوعاشق دارد اما در سال جدید لازم بود تا بگوییم که یک سال دیگر هم امد. اما ما هنوز همان انسانهای که بودیم هستیم. انسانهای که فقط به جدید شدن سال فکر میکنیم. فکر نمیکنیم که در این شهر بزرگ انسانهای بزرگي هم زندگی میکنند که انها هم عید را دوست دارند ،نو شدن را مي طلبند اما دست ِ بد روزگار به آنها وسعت نو شدن ظاهري را نميدهد و من به عنوان یک هم وطن این پست را تقدیم میکنم به انهای که وسعت نو كردن ظاهرشان را ندارند گر چه عیدي به ظاهر زيبا ندارند اما دلهایشان همیشه بوی عیدو بهارمی دهد.به اميد روزي كه همه انسان ها وسعت بهاري شدن دل را داشته باشند.یاحق!
اهنگ این هفته یک کار زیبا از شاهین فلاکت و سعید کر مانی
به نام (گلناز)
دانلود کنید بسیار زیباست
http://cumi2.bravehost.com/Felakat_SaeedKermani_-_GolnazDigeRafte.mp3


ديار آشنايي
يك شهر عجيب و اين دل هر جايي
يك واژه و اين همه در او زيبايي
زيبايي و اين همه در او شيدايي
شيدايي و اين همه در او رسوايي
اين است حديث تلخ آشنايي

ارادتمند شما عزيزان دوعاشق